تبليغاتX
ایران برتر انگيزه اي نو
ایران برتر انگيزه اي نو
http://persiangun.blogfa.com ................................زندگي پاك در ايراني پاك
نبرد ایران و عراق یکشنبه هجدهم فروردین 1387 1:40 قبل از ظهر

 جنگ ایران و عراق

این مقاله ابتدا در سایت ویکی پدیاثبت و سپس در وبلاگم وارد شده است              
 
 
جنگ عراق و ایران

عراق در طول جنگ در جبهه‌ها و مناطق مسکونی از گازهای شیمیایی استفاده کرد ،در این تصویر سرباز ایرانی از ماسک ضد گاز استفاده می‌کند
زمان: شهریور ۱۳۵۹ تا مرداد ۱۳۶۷ برابر با ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ (میلادی) تا ۲۰ اوت ۱۹۸۸ (میلادی)
مکان: مرز و شهرهای ایران و عراق و خلیج فارس
نتیجه: بن‌بست در جبهه‌ها و آتش‌بس بر اساس قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل، محکومیت عراق و کنترل اروندرود توسط ایران.
علت جنگ: تمایل حکومت وقت عراق برای کنترل یک‌جانبه اروندرود، مسئله مرزها و کشمکش‌های ارضی و هراس رژیم بعث عراق از تهدیدات احتمالی دولت انقلابی ایران که در پی انقلاب ۱۳۵۷ در ایران روی کار آمده بود.
جنگندگان
ایران عراق
فرماندهان
روح الله خمینی

اکبر هاشمی رفسنجانی
علی خامنه ای
محسن رضایی

صدام حسین

علی حسن المجید

نیروها
۳۰۵٬۰۰۰ سرباز به همراه ۵۰۰٬۰۰۰ نیروهای سپاه پاسداران و بسیج ،۹۰۰ تانک ،۱٬۰۰۰ خودروی زره پوش ،۳٬۰۰۰ توپخانه ،۴۷۰ هواپیما ،۷۵۰ هلیکوپتر ۱۹۰٬۰۰۰ سرباز ،۵٬۰۰۰ تانک ،۱٬۰۰۰ خودروی زره پوش ،۷٬۳۳۰ توپخانه ،بیش از ۵۰۰ هواپیما ،بیش از ۱۰۰ هلیکوپتر
تلفات
بیش از ۵۰۰٬۰۰۰ نفر نظامی و غیر نظامی کشته و زخمی بیش از ۳۷۵٬۰۰۰ نفر نظامی و غیر نظامی کشته و زخمی

جنگ عراق با ایران که در ایران با نام‌های دفاع مقدس و جنگ تحمیلی و در عراق با نام‌ قادسیه صدام (به عربی:قادسيّة صدّام)[۱] شناخته می‌شود، جنگی است که از شهریور ۱۳۵۹ تا مرداد ۱۳۶۷ بین نیروهای مسلح دو کشور ایران و عراق جریان داشت. جنگ هشت ساله ایران و عراق یکی از فاجعه‌های تاریخ بشری در قرن بیستم است. جنگی که پس از جنگ ویتنام، طولانی‌ترین جنگ تاریخِ جهانِ قرن بیستم بوده‌است.

 

علل شروع جنگ

به نظر می‌رسد تحولات بعد از انقلاب ایران در ایران منجر به تصمیم عراق در حمله به ایران شد. ضعیف شدن ارتش بعد از انقلاب در ایران، اشغال سفارت آمریکا و گروگان‌گیری اعضای آن که باعث منزوی شدن ایران در صحنه بین‌المللی شد و سیاست «صدور انقلاب» که از سوی آیت‌الله خمینی و رهبران ایران پیگیری می‌شد، صدام حسین و احتمالاً بسیاری از دولتمردان دیگر جهان را به اندیشه سرکوبی نظامی رژیم جدید ایران انداخت. همچنین اندیشه جداسازی استان خوزستان و الحاق آن به خاک عراق یکی از دلایل مهم این جنگ بود به ویژه اینکه شورش عربهای بعثی مخالف انقلاب در خوزستان با شکست رو به رو شده بود. پس دولت عربگرای حزب بعث عراق خود دست به کار شد و در این راستا جنگ خود را نیز قادسیه دوم گذارده بود. قابل ذکر است که بیشتر کشورهای عرب -به جز چندی چون سوریه و لیبی از رژیم صدام در این جنگ پشتیبانی کردند. [۲]

ایران و عراق در سال ۱۹۷۵ در الجزایر، معاهده‌هایی در زمینه تعیین خطوط مرزی، بویژه در مورد اروندرود که مرز مشترک دو کشور را تشکیل می‌دهد امضا کردند. صدام حسین پس از پیروزی انقلاب ۵۷ در ایران و به نشانه بی اعتبار دانستن این معاهده، متن آن را در مقابل دوربین تلویزیون عراق پاره کرد و دستور حمله به ایران را صادر کرد. با نقض صریح معاهده الجزایر توسط عراق و حمله آن کشور به خاک ایران، جنگ هشت ساله ایران و عراق آغاز شد.

سیاست صدور انقلاب اسلامی

آیت‌الله خمینی معتقد به صدور انقلاب اسلامی بود و در نخستین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی اظهار داشت: «ما باید به هر قیمت شده انقلاب خود را به تمام ممالک اسلامی و تمام جهان صادر کنیم.»[۳]

او پس از استقرار از قم به تهران و اقامت در محله جماران تهران و در دیدار با مردم آن محله و خطاب به مردم ایران تصریح کرد که: «شما باید اسلام را به پیش ببرید و انشاءالله اسلام را به تمام دنیا صادر کنید و قدرت اسلام را به تمام ابرقدرتها بفهمانید.»[۴]

آیت‌الله حسینعلی منتظری در کتاب خاطرات منتظری می‌نویسد: «وقتی که انقلاب پیروز شد ... این حالت غرور را برای همه ما ایجاد کرد و لذا در ُبعد سیاست خارجی شعارها همه بر اساس صدور انقلاب و این که انقلاب مرز نمی‌شناسد و این قبیل مسایل متمرکز بود. این شعارها کشورهای همجوار را به وحشت انداخت و این فکر برای آنها ایجاد شد که اینها به این شکل که پیش می‌روند فردا نوبت ماست...»

دولت عراق این سیاست را برای خود تهدید می‌دانست زیرا عراق کشوری است که ۶۰ درصد جمعیت آن را شیعیان تشکیل می‌دهند.

رویدادهای سال ۱۳۵۸ و سیاست صدور انقلاب اسلامی و اقدامات آشکار و پنهان در منطقه زمینه‌ای شد تا دو کشور عراق و عربستان سعودی به یکدیگر بیشتر نزدیک شوند و یک سال قبل از شروع جنگ در ۲۹ شهریور ۱۳۵۸ پیمان امنیت متقابل بین دو کشور امضاء گردید.
صدام حسین با جلب موافقت عربستان سعودی و کشورهای عربی منطقه خلیج فارس برای جنگ با ایران توانست از امکانات مالی، نظامی و تدارکات این کشورها بهره برداری کند. رژیم عراق در آخرین سال قبل از جنگ حدود ۳۸ میلیارد دلار ذخیره ارزی داشت و با این وجود، کشورهای نفتی منطقه خلیج فارس (عربستان سعودی،
کویت، امارات متحده عربی و قطر) حاضر به پرداخت ۱۴ میلیارد دلار وام بدون بهره به عراق شدند.[۵]

حدود ۹-۸ ماه قبل از شروع جنگ، نوع خرید برخی تسلیحات جدید توسط رژیم صدام حسین گویای آن است که او زمینه تدارک برای اجرای حمله نظامی خود به ایران را، لااقل از این مقطع زمانی طرح ریزی کرده باشد. به عنوان مثال، خرید دو هزار دستگاه تانک نفربر خاکی-آبی از برزیل در اوائل زمستان ۱۳۵۸ از نوع EE-۱۱ که که از نقطه نظر نظامی به منظور عملیات عبور دادن نیروهای نظامی خود از رودخانه کارون به خاک ایران بوده‌است.[۶]

مقابله دولت عراق

دولت عراق سیاست صدور انقلاب اسلامی را برای خود تهدید می‌دانست از اردیبهشت ۱۳۵۹ بر تعداد زد و خوردهای مرزی و دامنه آن افزوده شد و ارتش عراق با نبردهای پراکنده و تقریباً روزانه، ارتش ایران را در چند جبهه در کردستان (مبارزه با کومله و حزب دموکرات کردستان ایران) و در خوزستان (شورش حزب خلق عرب)، و مبارزه با سران عشایر دور مرزهای عراق مشغول نگاه می‌داشت.[۷]

شاپور بختیار آخرین نخست‌وزیر محمدرضا پهلوی، بود. بلافاصله پس از ورود به فرانسه به مخالفت صریح با جمهوری اسلامی و آیت‌الله خمینی پرداخت. از مهم‌ترین فعالیت‌ها وی طرح کودتای نوژه و طرح تجزیه خوزستان بود.

طبق طرح کودتای نوژه تنی چند از افسران با تمرکز افسران نیروی هوایی برای بازگردانی شاپور بختیار به ایران و کشتن آیت‌الله خمینی و نابودی جمهوری اسلامی طرح ریزی کرده بودند.

پس از کودتا طبق این طرح ارتش عراق می‌بایست در یك حمله سریع خوزستان را اشغال می‌كرد وبختیار "دولت آزاد" را در این خطه اعلام می‌نمود که با کشف کودتای نوژه در ۱۸ تیر ۱۳۵۹ و اعدام بسیاری عوامل و دست اندرکاران آن، این کودتا قبل از هر اقدامی با شکست مواجه شد. ولی با وجود شکست کودتا ارتش عراق دست به حمله زد.

اشغال سفارت آمریکا و گروگان گیری

 تصرف سفارت آمریکا

زمینه دیگری که در وقوع جنگ و حمله گسترده نظامی رژیم عراق به خاک ایران به سهم خود تأثیر داشت، جریان اشغال سفارت آمریکا و گروگان گیری بود. این عملی بود بر خلاف قوانین و عرف بین المللی که موجب محکومیت ایران در مجامع بین المللی گردید. شورای امنیت سازمان ملل متحد به اتفاق آراء این اقدام ایران را محکوم کرد و با تأکید به لزوم آزاد کردن فوری گروگان‌ها، دو قطعنامه صادر کرد.[۸] دیوان بین المللی دادگستری و جامعه مشترک اروپایی، گروگان گیری را محکوم کردند.[۹] آمریکا در ۱۸ فروردین ۱۳۵۹ رابطه سیاسی خود را با ایران قطع کرد. گروگانگیری که آیت الله خمینی آنرا انقلاب دوم نامید،444 روز به طول انجامید.


تضعیف ساختار ارتش

پس از انقلاب اسلامی ایران و در پی فرار یا اعدام سران رژیم شاهنشاهی و هرج و مرج ناشی از عدم وجود نیروی کارآزموده و مستقل و همچنین ترور شخصیت‌های وفادار به انقلاب (همچون سرلشکر قره‌نی) که توسط گروه‌های مخالف انقلاب انجام می‌شد، ساختار ارتش عملاً از هم پاشید[11].

به نظر آرکی مصطفی:

بعد از اعدام‌ سران ارتش و ایجاد رعب و وحشت[12] در ارتش در همان ماههای اول بعد از انقلاب، چنانچه فرمانده یک واحد نظامی مأموریت یا دستور اجرای کاری را در سلسله مراتب نظامی صادر می‌کرد، پرسنل نظامی دریافت کننده آن امریه،اجرای آن را منوط می‌کرد به دریافت امریه کتبی از روحانی‌ای که به عنوان نماینده امام در آن واحد نظامی بود. [13] استدلال پرسنل نظامی این بود که چه تضمینی وجود دارد که در صورت اجرای دستور فرمانده نظامی واحد مربوطه با مخاطراتی احتمالی مواجه نشوند.[14] بدین ترتیب سلسله مراتب ارتش را عملاً در هم شکستند.[15] [16]

در طول ۱۴-۱۵ ماه بعد از انقلاب و تا مقطع حمله ارتش عراق به ایران، به طور متوسط در فاصله هر ۴-۵ ماه یک فرمانده در مقام رئیس ستاد کل ارتش و یا فرمانده یکی از نیروهای سه گانه به اشکال مختلف تعویض شدند یا کناره گیری کردند. بعد از ترور سرلشکر قره‌نی توسط گروه فرقان در طول مدت ۱۷ ماه رؤسای ستاد کل ارتش یکی پس از دیگری استعفا دادند. این فرماندهان ستاد کل به ترتیب عبارت بودند از: سرلشکر فربد، سرلشکر شادمهر، سرتیپ شاد و بالاخره سرتیپ فلاحی پنجمین رئیس ستاد کل ارتش به هنگام شروع جنگ.

در نیروی هوایی، در طول ۱۴-۱۵ ماه بعد از انقلاب، تعویض بالاترین رده در موقعیت فرماندهی آن نیرو بدین ترتیب بود: سپهبد مهدیون، سرتیپ ایمانیان، سرهنگ معین پور، سرلشکر باقری، و بالاخره سرهنگ فکوری پنجمین فرمانده نیروی هوایی به هنگام شروع جنگ.

در نیروی دریایی نیز این تغییرات در طول یک سال و نیم بدین ترتیب بوده‌است: دریادار دکتر مدنی (از ایران فرار کرد)[17])، دریادار علوی (زندانی شد)، دریادار طباطبایی و بالاخره ناخدا دکتر مهندس بهرام افضلی که چهارمین فرمانده نیروی دریایی به هنگام شروع جنگ بود.

از میان فرماندهان نیروی هوایی در آن دوره زمانی، یک نفر اعدام (سپهبد مهدیون به علت شرکت در کودتای نوژه) و یک نفر زندانی (سرلشکر باقری) شد.
از ۱۳ تن بالاترین رده فرماندهان نیروهای مسلح ارتش ایران، ۸ نفر به اشکالی چون اعدام، زندان، تبعید و فرار حذف شدند
[18].
در طول یک سال و نیم بعد از انقلاب تا مقطع شروع جنگ، وضعیت در رده‌های پایین تر نیروهای مسلح ارتش به اشکالی چون پاکسازی، بازخرید، استعفا و بازنشستگی، حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد از افسران نیروی هوایی عمدتاً افسران ارشد به یکی از اشکال یاد شده از نیروی هوایی خارج شدند. این وضعیت آماری عمدتاً از افسران ارشد در نیروی دریایی بین ۲۵ تا ۳۰ درصد بوده‌است.

به نظر آرکی مصطفی: ریزش‌های پرسنلی در نیروی زمینی به مراتب بیش از آن دو نیرو بوده‌است[19].[20]. آرکی مصطفی از قول سرتیپ ظهیرنژاد فرمانده وقت نیروی زمینی، نقل می‌کند که وی یک بار آمار چهارده هزار نفر از نظامیان که از صف نیروی زمینی بیرون رفته‌اند را ذکر کرده‌است.[21]

ظرفیت پرسنلی نیروهای مسلح ارتش ایران در مقطع شهریور ۱۳۲۰ و به هنگام اشغال ایران توسط نیروهای متفقین بالغ بر ۱۷۰ هزار پرسنل بوده‌است. (۳۷). این بار به هنگام حمله ارتش عراق به ایران، نیروهای مسلح ارتش ایران با ظرفیت پرسنلی بالغ بر ۱۸۰ هزار نفر،در حالیکه قبل از انقلاب، ظرفیت پرسنلی نیروهای مسلح ارتش ایران بالغ بر ۴۷۰ هزار نفر بوده‌است.

به نظر آرکی مصطفی: وضعیت آمادگی واحدهای نیروی زمینی ارتش ایران بجز ارتش در غرب کشور، در سایر نقاط مختلف کشور به گونه‌ای بود که بعد از ۴۲ روز از شروع جنگ توانستند خود را بتدریج برای دفاع در مقابل ارتش عراق به جبهه جنوب ایران برسانند![22]

در این فاصله زمانی، تنها واحد از نیروهای نظامی که در خرمشهر در مقابل دو لشکر عراق مقاومت کردند، مجموع ظرفیتشان کمتر از یک تیپ یعنی یک ششم ظرفیت واحدهای نظامی ارتش عراق در حمله به خرمشهر بود (شامل تکاوران نیروی دریایی، یک گردان پیاده، هنگ ژاندارمری و گروهی از دانشجویان دانشکده افسری) و اکثریت این پرسنل نظامی ارتش ایران در جریان مقاومت ۳۴ روزه در دفاع از خرمشهر در برابر حمله ارتش عراق جان باختند.

لشکر زرهی خوزستان که مجهزترین لشکر زرهی ارتش ایران قبل از انقلاب و نقش تدافعی در حمله احتمالی ارتش عراق به ایران جزو مسئولیت‌های سازمانی آن لشکر مجهز بود، به هنگام حمله ارتش عراق به ایران از ۳۸۵ تانک سازمانی این لشکر، فقط ۳۸ تانک آماده عملیات بود.[23]

به نظر آرکی مصطفی: بخشی از فرماندهان آن لشکر تا رده فرماندهان گردان و گروهان زندانی بودند[24].[25]
فرمانده لشکر ۹۲ زرهی به نام سرهنگ فرزانه، حدود یک ماه قبل از حمله ارتش عراق به ایران بنا به رای دادگاه انقلاب به ریاست صادق خلخالی در اهواز اعدام شده بود.[26]

حمله ارتش عراق به خاک ایران

عراق حمله به ایران را رسما در ۲۹ شهریور ۱۳۵۹ آغاز کرد.

در اطلاعیه شورای فرماندهی عراق در اولین روز حمله این کشور به ایران آمده‌است:

«... اگر تاکتیک نظامی و امنیت ارتش عراق ایجاب کند که در سرزمین‌های اشغالی بمانیم، آن را تحت اشغال قرار خواهیم داد.»[۱۰]

همچنین، صدام حسین قطعنامه ۱۹۷۵ الجزایر را پاره کرد و آن را یک طرفه ملغی اعلام کرد.[۱۱] در این حال، سخنگوی رژیم عراق سه شرط را برای پایان دادن به جنگ اعلام کرد:[۱۲]

  • ۱. احترام ایران؛ به حاکمیت عراق در محدوده خاک ایران؛
  • ۲. شناسایی حقوق قانونی عراق بر شط‌العرب؛
  • ۳. بازپس‌دادن سه جزیره تنب کوچک، تنب بزرگ و ابوموسی.

عراق همچنین میانجیگری کشورهای عربی را برای پایان دادن به جنگ، شدیداً رد کرد.[۱۳]

آرکی مصطفی آمار تلفات نیروهای ایرانی در مرز را در فاصله بهمن ۵۷ تا شهریور ۵۹، ۱۸۹۷ نفر کشته ۸۵۵ نفر اسیر اعلام می‌کند.[۱۴]
عراقی‌ها بمب گذاری، مین گذاری، عملیات نامنظم و تجاوزهای مرزی شان را خیلی زودتر از آن چه شروع جنگ می‌دانیم، شروع کردند.

صدام حسین در نامه‌ای که به تاریخ ۴ مهرماه ۱۳۵۹ به دبیر کل وقت سازمان ملل متحد نوشت، ادعا کرد که عملیات نظامی ارتش عراق که از تاریخ ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ به اجراء درآمد، «دفاع پیشگیری» برای دفاع از منافع حیاتی عراق بوده‌است. در حالی که طبق پاراگراف اوّل بند ۵ قطعنامه شماره ۲۳۱۴ مجمع عمومی سازمان ملل متحد مصوبه ۱۲ آوریل ۱۹۷۴، «هیچ نوع دلیلی دارای هر ماهیتی که باشد اعم از سیاسی، اقتصادی، نظامی و یا غیره نمی‌تواند مجوزی برای تجاوز باشد»

نیروی هوایی عراق در بعد از ظهر روز ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ به پایگاه‌های نیروی هوایی ایران حمله کرد. حملات هوایی عراق به این صورت بود:

  • ساعت یک و چهل و پنج دقیقه بعد از ظهر توسط ۶ میگ به فرودگاه اهواز،
  • ساعت دو و دوازده دقیقه بعد از ظهر با سه میگ به فرودگاه مهرآباد تهران،
  • ساعت دو و چهل پنج دقیقه به فرودگاه همدان، با سه میگ به فرودگاه سنندج، با هشت میگ به فرودگاه تبریز و نیز با حمله چند میگ به اسلام آباد و کرمانشاه.

خلبانان نیروی هوایی ایران به فاصله دو ساعت پس از بمباران عراقی‌ها، توانستند در ساعت ۴ بعد از ظهر روز ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ با هواپیماهای اف-۴ به پایگاههای الرشید در جنوب بغداد و شعیبه در داخل خاک عراق و نزدیک مرز آن کشور حمله کنند و خسارات عمده به این دو پایگاه وارد آورند. فردای آن روز یعنی در روز یکم مهرماه ۱۳۵۹، خلبانان نیروی هوایی ایران به همراهی بنی‌صدر پس از خواندن دسته جمعی سرود «ای ایران» [۱۵][27] در باشگاه افسران نیروی هوایی تهران با ۱۴۰ فروند هواپیمای بمب‌افکن به پرواز درآمدند و به پایگاههای هوایی و مراکز ارتباط و رادار نیروی هوایی عراق حمله نمودند. در آسمان نیز درگیریهایی بین هواپیماهای دفاع هوایی ایران و هواپیماهای عراقی به وقوع پیوست و چند هواپیمای میگ عراقی سرنگون شدند. عملیات روز یکم مهرماه که در آن ۲۰۰ پرواز در یک روز توسط خلبانان نیروی هوایی ایران انجام گردید، عملاً توان و برتری قدرت هوایی ایران را نشان داد.
در روز پنجشنبه و جمعه ۳ و ۴ مهر ۱۳۵۹، ۵۹ فروند هواپیمای نیروی هوایی ایران مواضع مهم نظامی و برخی تأسیسات نفتی عراق را منهدم کردند. در همین دو روز، ۴۱ فروند از میگ‌های عراقی توسط پدافند هوایی ایران سرنگون شدند.

نیروی هوایی عراق به خاطر نگرانی از نابودی بیشتر هواپیماهایش در زمین، ناگزیر شد تعداد زیادی از هواپیماهای خود را به فرودگاه «الولید» نزدیک اردن منتقل کند تا از برد هواپیماهای شکاری نیروی هوایی ایران در امان باشند. هواپیماهای شناسایی نیروی هوایی ایران، این عملیات را تعقیب نمودند و خلبانان ایرانی توانستند با انجام عملیات سوخت گیری در هوا خود را به پایگاه «الولید» برسانند و در آنجا تعداد زیادی از هواپیماهای عراقی را در زمین منهدم نمایند. این حمله به حملهٔ در تاریخ نظامی ایران ثبت شده‌است.

در ایامی که نیروی زمینی عراق به پیشروی خود در خاک ایران ادامه می‌داد و در فاصله دو ماه از شروع جنگ متجاوز از چهارده هزار کیلومتر مربع خاک ایران را تصرف کرده بود (شهرهای مرزی خرمشهر، سوسنگرد، بستان، مهران، دهلران، قصر شیرین، هویزه، نفت شهر، سومار، موسیان را به اشغال خود در آورد و شهرهای آبادان، اهواز، اندیمشک، دزفول، شوش و گیلان غرب را آماج توپخانه خود قرار می‌داد) نیروی هوایی ایران با برتری خود در آسمان، با پرواز در ارتفاع کم روی واحدهای تانک عراق عموماً با استفاده از جنگنده‌های اف-۴ و موشک هدایت شونده هوا به زمین ماوریک با شکار زره پوشهای عراقی توانست مانع سرعت پیشروی نیروی زمینی عراق که تا فاصله ۱۰ کیلومتری اندیمشک و ۲۰ کیلومتری اهواز رسیده بودند، بشود.
در این ایام، واحدهای مختلف نیروی زمینی ایران به دلیل از هم پاشیدگی با تأخیر توانستند خود را به جبهه جنوب برسانند. در هشتم و نهم آبان ۱۳۵۹، ارتش عراق با دو لشکر خود حمله گسترده‌ای را برای تصرف پل نادری بر روی رودخانه کرخه انجام داد، مقاومت یگانهایی از لشکر ۲۱ حمزه (لشکر سابق گارد جاویدان) و یک گردان تانک از لشکر ۷۷ خراسان مانع از تصرف پل نادری شدند. در صورت تصرف پل نادری توسط عراق، این امر منجر به قطع جاده مهم اندیمشک - اهواز می‌شد و چنانچه خود را به ارتفاعات شمال منطقه می‌رساندند، کلیه ارتباطات جنوب قطع می‌شد و این مقدمه‌ای بود برای سقوط آبادان و اهواز. مقاومت سرسختانه گردان ۴۴ پیاده نیروی زمینی ارتش در پنج کیلومتری آبادان در این مقطع نقش مهمی داشت.
هم‌زمان با متوقف شدن پیشروی نیروی زمینی عراق و شکست نیروی دریایی عراق در ۷ آذر ۱۳۵۹ توسط نیروی دریایی ایران که منجر به بسته شدن راه آبی عراق به خلیج فارس شد، نیروی زمینی ارتش ایران با پشتیبانی نیروی هوایی و هلیکوپترهای
هوانیروز (هواپیمایی نیروی زمینی ایران) موفق به بازسازی، پیش بینی‌های عملیاتی و طرح‌ریزی‌های لازم شد. بدین ترتیب، یگانهای پیاده و زرهی از یگانهای لشکر ۷۷ خراسان، لشکر ۲۱ حمزه مرکز، لشکر ۱۶ قزوین، گروه رزمی زرهی شیراز و تیپ خرم آباد و همدان و ... به طور گسترده برای مرحله بیرون راندن نیروهای عراقی، در جبهه جنوب مستقر شدند.

در میان واحدهای نیروی زمینی ارتش ایران در هفته اول حمله عراق به ایران، تنها سرهنگ هوشنگ عطاریان در جبهه غرب کشور بود که با اتخاذ تاکتیک عملیاتی ضد حمله در روز هشتم از شروع جنگ توانست ارتش عراق را از خاک ایران بیرون نمایند،[28] در گزارش جنگی جمهوری اسلامی در آن ایام آمده‌است:
«بعد از ظهر امروز سرهنگ عطاریان قصر شیرین را باز پس ستاند و در جبهه غرب کشور ۸۰ تانک عراقی را نابود کردند و نیروهای ما رادیو و تلویزیون را باز پس گرفتند».
دو سال بعد، سرهنگ عطاریان به علت توده‌ای بودن دستگیر و به اتهام عامل نفوذی بودن تیرباران شد.[۱۶].
آرکی مصطفی علت اعدام وی را دگراندیشی سیاسی می‌داند[۱۷].[۱۸]

در آن زمان، بارگیری و تخلیه کالا برای عراق از طریق بندر ام قصر که خارج از اروند رود است، انجام می‌گرفت. صدور نفت عراق از طریق دو سکوی عظیم نفتی به نامهای «البکر» و «الامیه» واقع در مصب اروندرود عملی می‌شد. در عملیات «مروارید» این سکوهای نفتی منهدم شدند و عملاً صدور نفت عراق از طریق دریا قطع گردید. بدین ترتیب، رفت و آمد کشتیهای نفت کش و تجاری برای کشور عراق که از این طریق انجام می‌گرفت و برای عراق در زمان جنگ نقش اساسی و تعیین کننده داشت، ناممکن شد. از آن سو، ۹۰ درصد از صادرات و واردات ایران که از طریق دریا بود با پیروزی نیروی دریایی ایران و سیادت دریایی ایران در خلیج فارس، امکان‌پذیر بود.

آرکی مصطفی اعلام می‌دارد: در این عملیات تاریخی نیروی دریایی ایران، ۴ فروند ناوچه موشک انداز عراقی کلاس «اوزا» و ۷ فروند شناور دیگر عراقی به قعر دریا فرستاده شد و نیروی دریایی عراق پس از این عملیات عملاً فلج و تا پایان جنگ[۱۹] قادر به ایفاء نقشی نبوده‌است.
وی همیچنین،
ناخدا دکتر مهندس بهرام افضلی که چهارمین فرمانده نیروی دریایی به هنگام شروع جنگ بود را طراح این عملیات[۲۰] تاریخی می‌داند[29].
قابل ذکر است
ناخدا دکتر مهندس بهرام افضلی چهار سال بعد محاکمه و اعدام می‌شود[30]. آرکی مصطفی علت اعدام وی را دگراندیشی سیاسی می‌داند[31].[32]

جنگ ایران و عراق در آن زمان، یک جنگ کلاسیک تمام عیار بود و چگونگی بهره برداری از تجارب و دستآوردهای فنی و دانش نظامی نقش تعیین کننده داشت.

بنا به ادعای آرکی مصطفی یکی از سیاست‌های سران جمهوری اسلامی در ادامه جنگ پس از آزادسازی خرمشهر حذف تدریجی ارتش و جانشین کردن سپاه پاسداران بجای آن بود[33] و به زعم وی این سیاست گام به گام به مرحله اجراء درآمد.[34] یعنی تبدیل سپاه به ارتش، عملی شد. در واقع آرکی مصطفی پیروزی‌های ایران در دوره دفاع میهنی و همچنین آزادسازی خرمشهر را فقط متعلق به ارتش (و نه سپاه) می‌داند و این پیروزی‌ها را زمینه‌ای برای پایان دادن به سرنوشت تاریخی ارتش در جنگ می‌داند.[35]

میانجی‌گری بین‌المللی

حدود چهار پنج ماه پس از شروع جنگ، و پس از آن که عراق نتوانست در دوره کوتاه مدتی که اعلام کرده بود(یک هفته بعد در تهران) به نتایج دلخواه برسد و نیروهای ایرانی سازمان یافتند، مسئله آتش بس و صحبت‌های اولیه آن از سوی هیأت‌های موسوم به میانجی صلح مطرح شد.

آرکی مصطفی در همین رابطه، مدعی‌ست:

کشورهای نفتی منطقه خلیج فارس آمادگی خود را برای پرداختن ۶۰ میلیارد دلار غرامت جنگی به ایران اعلام کردند.[36]

البته وی در مورد این که واقعاً اراده‌ای برای پرداخت غرامت در میان کشورهای منطقه خلیج‌فارس و یا ضمانت اجرایی آن‌ها وجود داشت یا خیر صحبتی نمی‌کند.


در همان زمان دو هیأت میانجی صلح یعنی هیأتی از کنفرانس کشورهای اسلامی و هیأتی از کشورهای جنبش عدم تعهد به دفعات به ایران و عراق سفر کردند و طرح پیشنهادی خود را برای آتش بس با مقامات دو کشور در میان گذاشتند.[37]

به نوشته آرکی مصطفی رئیس جمهور بنی صدر و همین‌طور فرماندهان ارتش[38] به طرح آتش بس پیشنهادی که از سوی هیأت جنبش کشورهای غیر متعهد ارائه شده بود، نظر موافق داشتند.
ابوالحسن بنی‌صدررئیس جمهور وقت در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۶۰ نامه‌ای خطاب به آیت‌الله خمینی نوشت و پیشنهاد هیأت کشورهای غیر متعهد را به سود منافع ایران ارزیابی کرد.
آرکی مصطفی مدعی‌ست در آن زمان سران حزب جمهوری اسلامی می‌کوشیدند تا مانع به اجرا درآمدن طرح پیشنهاد آتش بس هیأت‌های میانجی صلح بشوند و برای نیل به این‌ هدف از انواع شگردها سود می‌جستند.[39]

بر اساس فعالیت‌های میانجی گرانه، قرار بود هیأت صلح از سوی جنبش غیر متعهدها در اواخر خرداد ۱۳۶۰ برای دریافت پاسخ دولت جمهوری اسلامی نسبت به پیشنهاد خود به ایران سفر کنند. محمد علی رجایی نخست وزیر وقت از طریق سفیر کوبا در ایران به هیأت مزبور خبر می‌دهد که «فعلاً تحولاتی در ایران در پیش است. لذا امکان پذیرش هیأت میانجی صلح از جانب ایران مقدور نیست».[۲۱]

آزادسازی خرمشهر

 آزادسازی خرمشهر
آزاد سازی خرمشهر

در عملیات آزادسازی خرمشهر که بنا به ادعای گرهارد کونزلمن، به مدیریت فرماندهان ارتش ایران[40] بود و بسیج مردمی و سپاه پاسداران هم در کمک در جبهه‌ها بودند، حدود ۵۵۰۰ کیلومتر مربع از اراضی اشغالی از جمله خرمشهر آزاد شد، ۳۴ هزار نفر از نیروهای ارتش عراق به اسارت درآمدند و ۱۶ هزار نفر کشته شدند. ۵۱۱ دستگاه تانک و نفربر عراقی، ۳۸ فروند هواپیما و ۸۰ قبضه توپ از ارتش عراق منهدم شد.

پس از آزادسازی خرمشهر در سوم خرداد ۱۳۶۱، دومین زمینه به زعم گرهارد کونزلمن تاریخی و مناسب فراهم آمده بود که به جنگ خاتمه داده شود.[41]
وی همچنین علت ادامه جنگ را فقط خواسته شخص آیت‌الله خمینی می‌داند و ادعای خود را به اظهارات آیت‌الله خمینی در سه هفته بعد از آزادسازی خرمشهر استناد می‌کند.
آیت‌الله خمینی در روز ۳۱ خرداد ۱۳۶۱ گفته بود: «ما باید از راه شکست عراق به لبنان برویم. ما می‌خواهیم که قدس را نجات بدهیم. لکن بدون نجات کشور عراق از این حزب منحوس (
حزب بعث عراق) نمی‌توانیم.

سربازان عراقی که در جریان آزاد سازی خرمشهر به اسارت نیروهای ایرانی درآمدند
سربازان عراقی که در جریان آزاد سازی خرمشهر به اسارت نیروهای ایرانی درآمدند

مقدمه اینکه لبنان را نجات بدهیم، این است که عراق را [با تشکیل حکومت اسلامی در آن کشور] نجات بدهیم».[۲۲]

«کیسینجر»، نظریه‌پرداز سیاست خارجی امریکا، پس از پیروزی ایران در عملیات بیت‌المقدس و آزادسازی خرمشهر گفت: «اگر عراق جنگ را برده بود، امروز نگرانی و وحشت در خلیج‌فارس نبود و منافع ما در منطقه به آن اندازه که اینک در خطر قرار دارد، دچار مخاطره نبود و این به نفع ماست که هر چه زودتر آتش‌بس برقرار کنیم. [42]

اعلامیه عراق در مورد عقب نشینی

ضربه شدید به وجه صدام در حزب بعث و عراق در جامعه عربی وارد ساخت. دولت عراق طی بیانیه ای ۲۰خرداد ۱۳۶۱ عقب نشینی نیروهای عراق تا مرزهای بین المللی برای دبیر کل سزمان ملل ارسال کرد: ...اعلامیه آمادگی عراق برای عقب نشینی فوری نیروهای خود از کلیه شهر ها و اراضی ایران ؛ از قصر شیرین ، مهران ، سومار و خسروی تا مرزهای بین المللی اعالم می دارد. جریان عقب نشینی در مدت دو هفته به اتمام خواهد رسید.هرگاه بوسیله نهادهای میانجی موحود نتوان درباره مسایل مورد اختلاف ، مستقیما با ایران به راه حل رسید. عراق حاضر است هر رای داوری سازمان کنفرانس اسلامی را که در جریان یک جلسه فوری که برای این منظور تکشیل شود و هر دو طرف متعهد به رعایت آن باشند بپذیرد.

اگر ایران رای داوری سازمان کنفرانس اسلامی را نپذیرد ، عراق رای داوری را که از طرف جنبش غیر متعهد ها یا شورای امنیت سازمان ملل صادر شود و هر دو طرف متعهد به رعایت ان باشد خواهد پذیرفت. شورای فرماندهی انقلاب اظهار داشت که تصمیم عراق برای متوقف ساختن کلیه عملیات نظامی فناشی از این درک عمیق است که کلیه کوشش ها باید در جهت رویارویی با صهیونیست دشمن هدایت شود.(کتاب نقض سازمان ملل متحد در جنگ ایران و عراق ،منوچهر پاسادوست)

فرماندهان ارتش و فرماندهان سپاه پاسداران

نخستین عملیات نظامی پس از آزادسازی خرمشهر در سوم تیرماه ۱۳۶۱ عملیات رمضان بود[نیازمند منبع] که بنا به ادعای گرهارد کونزلمن با هدایت و فرماندهی سپاه پاسداران[43] در وسعتی حدود ۱۵۰۰ کیلومتر مربع برای تصرف نهایی بصره انجام شد و بنا به اظهار وی با شکست سختی[44] مواجه گردید.
گرهارد کونزلمن مدعی انتقال مسئولیت فرماندهی جنگ از ارتش به سپاه بعد از آزادسازی خرمشهر می‌باشد[45] و مدعی تغییر بینادی شیوه عملیات نظامی در جبهه‌هاست. [46] به طوری که از آن پس اداره جنگ بر مبنای «امواج انسانی»[47] و اعزام جوانان و نوجوانان به جبهه‌ها استوار شد.
وی برای اثبات ادعای خود به سخنان وزیر آموزش و پرورش و فتوای آیت‌الله خمینی استناد می‌کند.

به عنوان مثال علی اکبر پرورش وزیر آموزش و پرورش وقت، در آن زمان با افتخار بیان می‌داشت که توانست موفق شود حدود یک میلیون دانش آموز را به سوی جبهه‌های جنگ روانه کند.[۲۳] فتوای آیت‌الله خمینی در خصوص اعزام جوانان «بالغ» (۱۴ سال و ۶ ماه خورشیدی) به جبهه‌ها در همین راستا[48] بود. که چنین فتوا می‌داد: «مادامی که جبهه‌ها نیاز به نیرو دارد، رفتن به جبهه به بالغین واجب است و رضایت والدین شرط نیست»[۲۴] .

قابل ذکر است، زمان اظهارات رئیس آموزش و پرورش ایران و فتوای روح‌الله خمینی مشخص نیست.


اسامی فرماندهان

عملیات بعدی در جنگ ایران و عراق

در جنگ ایران و عراق در فروردین سال ۱۳۶۱ توسط نیروهای ایرانی و بنا به ادعای گرهارد کونزلمنبا فرماندهی مشترک ارتش و سپاه پاسداران[49] به منظور تامین شهرهای شوش، دزفول، اندیمشک و انهدام نیروهای عراقی در غرب کرخه و کاستن از خطوط پدافندی خودی اجرا گردید. ویژگی این عملیات، مسدود کردن دو تنگه عین‌خوش و رقابیه بود که نیروهای ایرانی از پهلو نیروهای عراق را دور زده و تنگه‌ها را بستند و آنها را محاصره نمودند. در این عملیات کلیه اهداف مورد نظر ایران تامین گردید بیشترین خسارات تجهیزاتی و تلفات انسانی از آغاز جنگ تا آن زمان به نیروهای عراق وارد آمد.

  • عملیات طریق‌القدس ۸/۹/۱۳۶۰ هـ .ش: عملیات طریق القدس، در غرب سوسنگرد و بستان، با تلاش مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی[نیازمند منبع]، که به این نتایج انجامید:
۱- آزاد سازی شهر بستان و ۷۰ روستا و ۵ پاسگاه مرزی
۲- تأمین امنیت تنگه چزابه
۳- دسترس یافتن به هورالهویزه
۴- انهدام ۳۸۰ و غنیمت گرفتن ۵۷۰ تانک و خودرو نظامی
۵- سقوط ۱۳ هواپیما و ۴ بالگرد عراقی
۶- کشته و زخمی شدن هزاران عراقی.

۱۳۶۱/۰۲/۱۰ الی ۱۳۶۱/۰۳/۰۴ ه.ش: طی عملیات بیت المقدس ۵۰۳۸ کیلومتر مربع از اراضی اشغال شده از جمله شهرهای خرمشهر و هویزه و نیز پادگان حمید و جاده اهواز – خرمشهر آزاد شدند. علاوه بر این شهرهای اهواز، حمیدیه و سوسنگرد از تیررس توپخانه نیروهای عراقی خارج گردیدند. هم چنین ۱۸۰ کیلومتر از خط مرزی تامین شد.
با فتح خرمشهر، برتری نظامی ایران بر عراق مورد تایید کارشناسان و تحلیل گران نظامی قرار گرفت.
فتح خرمشهر موجب انفعال ارتش عراق شد؛ به گونه‌ای که نظامیان عراقی تا مدت زیادی نتوانستند از لاک دفاعی خارج شوند.
عملیات بیت المقدس موجب شد تا کشورهای عرب منطقه به تقویت مالی و نظامی عراق مبادرت ورزند.
طی این عملیات حدود نوزده هزار تن از نیروهای عراقی به اسارت درآمده و بالغ بر شانزده هزار تن کشته و زخمی شدند.

۱۰/۸/۱۳۶۱ هـ .ش: عملیات محرم، در جبهه جنوب (جنوب شرقی دهلران، غرب عین خوش، شهرهانی، زبیدات، بیات)، با تلاش مشترک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران[نیازمند منبع]؛ نتایج مهم این عملیات عبارت است از:

۱- نابودی ۲۶۰ تانک و نفربر زرهی، منهدم کردن ۱۰ هواپیما
۲- غنیمت گرفتن ۱۵۰ تانک و نفربر زرهی و ۲۵۰ خودرو نظامی
۳- آزاد سازی ۵۵۰ کیلومتر مربع از خاک ایران و تسخیر ۳۰۰ کیلومتر مربع از خاک عراق، منابع نفتی موسیان و بیات و حوضچه‌های نفتی زبیدات و تلمبه خانه و ۷۰ حلقه چاه نفت
۴- کشته و زخمی شدن بیش از ۷ هزار نفر و اسارت ۳ هزار و۴۰۰ عراقی.

۲۰/۱/۱۳۶۲ هـ .ش: عملیات والفجر ۱، در جبهه جنوب (منطقه شمال غربی فکه)، با تلاش مشترک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران[نیازمند منبع]، که به کشته و زخمی شدن ۶ هزار و ۵۰۰ عراقی و انهدام ۹۸ تانک و نفربر و ۵ بالگرد عراقی و آزاد سازی بخشی از ایران انجامید.

۲۹/۴/۱۳۶۲ هـ .ش: عملیات والفجر ۲، نخستین عملیات کوهستانی[نیازمند منبع] در جبهه شمالی ـ منطقه حاج عمران ـ با همکاری مشترک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران[نیازمند منبع]، که ۱۴ روز طول کشید و به اسارت و کشته و زخمی شدن هزاران عراقی و سقوط ۵ هواپیما و ۱۰ بالگرد عراقی و آزاد سازی منطقه‌ای حدود ۲۰۰ کیلومتر مربع (شامل ارتفاعات کینگ و گردمند و دربند و پادگان حاج عمران) و تصرف ۶۰ پایگاه عراقی انجامید.

۷/۵/۱۳۶